![]() |
![]() |
|
|
کرنش به ساحت ملکوت حضرت دوست که هرچه هست از اوست
عشقبازی به همین آسانی است... که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کار همواره باران با دشت برف با قله کوه رود با ریشه بید باد با شاخه و برگ بر عابر با ماه چشمه ای با آهو برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم و شب و روز و طبیعت با ما عشقبازی به همین آسانی است... شاعری با کلمات شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی و چراغ شب یلدای کسی با شمعی و دل آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی عشقبازی به همین آسانی است... که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنجها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسانی است... هر که با پیش سلامی در اول صبح هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار عرضه سالم کالای ارزان به همه لقمه نان گوارایی از راه حلال و خداحافظی شادی در روز آخر و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا و رکوعی و سجودی با نیت شکر |
|
+ نوشته شده در
87/07/23ساعت 1:5 توسط |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم به یادش و با یاریش و با کرنش به ساحت ملکوت حضرت دوست
تقدیم به نازنین عزیز : نازنینی که لحظه لحظه با اون بودن یه خاطره است خاطره ای فراموش نشدنی . نازنینی که تا اون وقتی که بود از هیچ چیزی دریغ نمی کرد . از هیچ چیز . نازنینی که انقدر معرفت داشت که حتی راضی نمی شد بهش بگی نازنین تقدیم به نازنین من و تمام نازنینایی که ما یه جورائی بهشون مدیونیم
به جرم عشق و عاشقي به ما مي گن
ديونه
دل شکسته عزیز خوش امدی مثل خودمی ناراحت نباش همین من و تو رو بس که این خوشگلا در بهترین زمانشون برای من و تو بودن به هر حال یادت باشه که خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان داستان دل شکستنتو برام بفرست بزارم همه بخونن تا برای این جوونای کم تجربه مغرورهم عبرت باشه هم تجربه
اینم برای نازنین من و تو
با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی با چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زدی با نگاه عاشقت مست مستم کردی به می و جام و سبو باده پرستم کردی الهی الهی تا نفس تو سینه هست بمونی برای من
سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن چطوری خوبی ؟ نازنینم یادت باشه ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا نازی جون : راه رسم عاشقی و دل بردن و می دونی کاشکی یادت می دادن یه ذره مهربونی ... *** دوباره برگرد نازنین دوباره برگرد
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
پاییز چه زیباست پاییز دو چشم تو چه زیباست آرام نگیریم از عشق بمیریم آنگاه به پاییز دو چشم تو ببینیم: هر برگ که از شاخه ی جانم به کف باد روان است هر سال که از عمر من آید به سرنجام بینم که به پاییز دو چشم تو هر آن برگ هر درد هر شور کز قلب من خسته جدا شد باد هوست برد آتش زد و خاکسترش به هوا ریخت من هیچ نگفتم جز آنکه سرودم: پاییز چه زیباست پاییز چه زیباست
در کوی نیک نامی ما را گذر
ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده
قضا را |
|
+ نوشته شده در
86/07/25ساعت 1:0 توسط |
|
|
عشق با غرور زيباست ولي اگر آن را به قيمت فرو
ريختن ديوار غرور گدائي كني ديگر عشق
نيست بلكه صدقه است .
شيشه پنجره را باران شست. چه کسي نقش تو را خواهد شست؟ گر چه شب تاريک است
این کیه ؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
86/07/15ساعت 3:43 توسط |
|
|
ديوونتم ديوونتم ديوونه
دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم: ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...
در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان
که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند
نازنین : دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی نازنین من : اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
معبود من :
|
|
+ نوشته شده در
86/07/03ساعت 19:12 توسط |
|
|
اینم یان گوم جان که خیلی ها براش میمیرن
نازنین :
روزگار غریبیست هر ثانیه که می گذرد؛ چیزی از تو را با خود می برد..... زمان غارتگر غریبی است؛ همه چیز را بی اجازه می برد وتنها یک چیز را همیشه فراموش می کند؛ حس دوست داشتن تو را عاشق هیچ است ؛ و در راه عشق بودن بی تردید باید هیچ شد؛ زمانی که هیچ شدی بدان عاشقی.....
|
|
+ نوشته شده در
86/06/01ساعت 0:0 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
باران عزيز جادوي عشق دختر ايروني 3lizard فرشيد احمدي pbase oozoozil رودبار الموت |
|
RSS
|